من می‌روم

قطار می‌رود

تمام ایستگاه نه،

تمام دنیا می‌رود

تمام جنبنده‌های دارای حیات می‌روند

من اما انگار کمی بیشتر چاشنی رفتن در گِلم دارم

طاقتم زود تمام می‌شود از ماندن

از کسلی، از تنگنا، از بند، از در جا زدن

مدام دلم می‌تپد، برای رهاییِ رفتن ...

 

راستی، کی نوبت کوچ پرستوهاست؟

منبع : سبـــــــــوح |پرستوی مهاجر
برچسب ها : تمام ,می‌رود تمام